هروقت ميخاستن تودستم امپول بزنن
رگاي دستموپيدانميكردن
ميگن پولاي زياد ازتلف شدن قطره قطره خونه
كاش ميتونستم خون بدم پول بگيرم
تاحالااينكارونكردم
فقط ديدم شنيدم خوندم
جرات نميخاد
بريدن ميخاد
سه بار دست كم ازهمه چي بريدم
مورچه هازندگي شون جالبه
باشاخك راهشونوپيداميكنن
امااگه ادماتوراه درست هم باشن
ممكنه كله پاشن
حموم کی مورچه گرفته؟
احمدكي ازحموم مياي؟
چيكارداري؟
سارازنگ زده كارت داره
الان ميام
بله؟
سلام,خواب بودم
هه شوخي ميكني؟
توحموم چيكارميكردي
حموم بودم ديگه
مامانت ميگفت خيلي وقته
خوب اره كارداشتم
خواب ديدم توحمومي وتكون نميخوري
خوب اين بده؟يادته ميگفتم پاكي؟
چيكارميكردي
كاريكه هنوزنكردم اما تونكرده شوديدي توخواب
توقول داده بودي!
ميگن مهريه مال زنه اگه بخوادزندگي كنه, من وتوهم كه ديگه جونمون مال هم نيست,اخه من كه...
توكه چي بگو
من فقط تورودوست داشتم
خوب من هم
مادرم صدام ميكنه بايدبرم مواظب خودت باش
همين ؟ خوب اون كه مثل من نيست
سرش شلوغه اصلن اونكه عاشقم نشد من عاشقش شدم
هي....
پاشولباسبپوش باحوله خيس سرماميخوري
مادرم نميدونه ساراچرازنگ زده بودوگرنه ميذاشت.سرمابخورم
اصلن عشق وجودداره؟
اونيكه كسيروميخادبهش ميرسه؟
خوب اره اما وقتي رسيد فقط يه رسيدنه
اب هنوزگرمه
ازتيغ خوشم نمياد خيلي نازكه
امادردش كمتره اثرش عميقتر
پسرتوكه بازرفتي حموم ميري سونامگه؟
ميخندم نگاش ميكنم
مثل حالاكه صداي امبولانس نميذاره حرفاشوبشنوم وبهش ميخندم
اما خنده مال صورت و لبيه كه خون داره
مامی نمی دونه می خندم
ارسال شده توسط
صدرا
1 نظرات:
سلام آفتاب جون
از این نوع داستانها خوشم نمیاد .
منو یاد آدمای ضعیفی میندازه که با هر بهونه ای منتظرن که به عمرشون پایان بدن . من اصلن از آدمای بی عرضه خوشم نمیاد . من از مردای قوی خوشم که مثل کوه در برابر سیل حوادث میایستن نه مثل خس و خاشاکی که حتی یه جوی باریک هم پسشون میزنه .
البته احمد داستان شما صدالبته جزو مردای قوی و با تحمله .
بهش بگو مرد باشه و قوی .
ارسال یک نظر